گفتگو با آزاده خاورانی دفاع مقدس:جوانان هوشیار ایران اسلامی پاسدار خون شهداء باشند

گفتگو با آزاده خاورانی دفاع مقدس:جوانان هوشیار ایران اسلامی پاسدار خون شهداء باشند

د
امنیت امروز ما بهای بزرگی را پرداخته است؛ بهایی که با جان و صبر و پایداری نفر به نفر همه شهیدان، جانبازان و آزادگانمان به تحقق رسیده است.
جنگ هشت‌ساله تحمیلی در ظاهر اگرچه خانواده‌های بسیاری را بی‌پدر، بی‌پسر و عده‌ای را با پیامدهای طاقت‌‌فرسای جانبازی در همه انواعش از اعصاب و روان گرفته تا مشکلات شیمیایی و قطع نخاعی‌ روبه‌رو کرد، اما در همه ابعاد خود به تقویت مراحل درونی و انسان‌سازی منجر شد.
بسیاری از آزادگان ما نیز در ا‌ین بین، رنج اسارت را به جان خریده و مقاومت کردند؛ اما حاضر نشدند ‌ قدمی از اعتقادات و هویت خود عقب‌نشینی کنند.به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهنمان با یکی از آزادگان خاورانی گفتگو کرده ایم که ماحصل حصبح های ما به شرح زیر می باشد

خاوران آنلاین:
۱/سلام در ابتدا خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید؟
#به نام خدا علیرضا یعقوبی متولد ۱۳۴۵شهر خاوران هستم
۲/در چه تاریخی به اسارت نیروهای بعثی در آمدید؟و چه مدت اسیر بودید؟
#در تاریخ ۸/۱/۱۳۶۷در منطقه فکه به اسارت در آمدم و مدت یازده ماه و بیست و سه روز در اسارت نیروهای دشمن بودم.
۳/چگونه و در چه عملیاتی به اثارت در آمدید؟
#حدود ساعت دوازده شب بود که عملیات با بمباران و گلوله باران شدید عراقی ها آغاز شد.و من در دسته خمپاره ۱۲۰میلی متری گردان تانک لشکر ۷۷خراسان خدمت می کردم و به محض شروع عملیات بچه های ما شروع به پرتاب خمپاره به سمت عراقی ها نمودند ما چهار قبضه خمپاره داشتیم و حدود۴۰۰گلوله که در مدت دو ،سه ساعت تمام گلوله ها را به سمت دشمن پرتاب کردیم و حدود ساعت چهار صبح بود که از پشت سر به ما حمله شد و گلوله های راستم و آرچی جی به سوی ما شلیک می شد. سنگر ها و جیپ فرماندهی و کامیون هایمان را زدند و در نتیجه دسته سقوط کرد، فرمانده دستور عقب نشینی دادو ما در هنگام عقب نشینی داخل میدان مین شده بودیم به ناچار به سمت دیگر رفتیم که متوجه شدیم در محاصره عراقی ها هستیم و در نتیجه ما را اسیر کردند.
۴/برخورد نیروهای بعثی در اسارت با شما چطور بود؟
#بعد از این که اسیر شدیم دست ها و چشم هایمان را بستند و سینه خاکریز خواباندنمان ، با لگد به جانمان افتادند و شروع به کتک کاری کردند.بعد از یک ساعت چشمانمان را باز کرده و به خاک عراق بردند وقتی به خاک عراق وارد شدیم دیدیم که تمام سنگرهایشان به وسیله کانال به هم مصل است . زمانی که از کانال ها عبور می کردیم به ما فحاشی می کردند و به سمت ما آب دهان پرتاب می کردند.بعد از هشت ساعت پیاده روی چشم های ما را دوباره بستند و سوار کامیون کرده ، بعد از یکساعت ما را وارد سوله های کردند که دارای سطحی نا هموار و فاقد درب و پنجره بود و مدت یک شب بدون غذا و وسایل گرمایشی ما را نگهداشتند. بعد از بازدید خبرنگاران باز چشم و دستهایمان را بستند سوار ماشین کرده ، به سمت اردوگاه کرکوک بردند. مدت یازده ماه و بیست و سه روز در اسارت بودیم
۵/از خاطرات زمان اسارت برایمان بگویید؟
#تا قبل از قطع نامه هر زمان که در عملیات ها شکست می خوردند برخوردشان با بچه ها بسیار بد بود و با فحاشی و کتک کاری سعی داشتند روحیه ما را خراب کنند . بعد از قطعنامه کمی فشار ها کاسته شد.در زمان اسارت بچه ها سعی می کردند هوای همدیگر را داشته باشند و به همدیگر روحیه بدهند یادم هست بچه ها برای مقابله با بد اخلاقی بعثی ها چندین بار سالنی که غذا می دادند را آتش زدندو در نتیجه بعثی ها به داخل بند حمله کرده و بچه ها را کتک می زدند و شکنجه می دادند و حتی عده ای را به انفرادی می بردند با پدافند هوایی شروع به شلیک می کردند که بچه ها را تضعیف کنند هر از چند گاهی لودر می آوردند و گودال حفر می کردند ، می گفتند برایتان گور دسته جمعی درست کرده ایم.
۶/آیا در زمان اسارت با خانواده خودتان در ارتباط بودید ؟
#در زمان اسارت هیچ گونه ارتباطی با خانواده نداشتم و به عنوان مفقود ثبت شده بودم.
۷/از حس و حال آزادی و بازگشت به میهن برایمان بگویید؟
یک روز ما را به مرز قصر شیرین آورده و متوجه شدیم که قرار است به میهن بازگردیم به وسیله اتوبوس به پادگان کرمانشاه رسیدیم و از آنجا به تهران و دو روز بعد هم به سمت شیراز حرکت کردیم و در شیراز خانواده و اقوام برای استقبالم آمده بودند بعد ظهر نیز به سمت خاوران حرکت کردیم که با استقبال بی نظیر همشهریانم رو برو شدم که این استقبال باعث شرمندگی من شد
۸/اگر زمان به عب برگردد باز هم راه حضر در جبهه را انتخاب می کنید؟
بله شک نکنید که باز هم همین راهی که رفته ام را انتخاب می کردم و هر زمان که لازم باشد برای دفاع از خاک کشورم آماده هستم
۹/در پایان اگر صحبت خواصی دارید بیان کنید؟
#مردم شریف کشور عزیزمان به خصوص جوانان بدانند که این انقلاب ثمره خون شهداست وخیلی ها با جان خودشان انقلاب را به اینجا رسانده اند انشالله که مردم فهیم و جوانان هوشیار ایران اسلامی پاسدار خون شهداء باشند و در پایان از شما به خاطر زحمتی که کشیدید تقدیر و تشکر می نمایم

درباره نویسنده

748مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 پایگاه خبری تحلیلی خاوران آنلاین. محفوظ است.
Powerd by Colex